شهر طمع

امروز شاید در حدود یک ماه باشه که وبلاگ رو آپدیت نکردم البته چند روز قبل عرفان خانوم زحمتش رو کشیده.

 اینبار دوست دارم راجع به سفری که تو ماه اخیر به لاس وگاس داشتیم بنویسم شهری بسیار زیبا با هتلهای مجلل که واقعا دیدنی هست مخصوصا که اگه پول زیادی هم برا رفتنش خرج نکنی. این بار اولی بود که به دعوت یکی از فامیلها و هزینه اونها به لاس وگاس میرفتیم شهری که شب نداره و به تعبیر من وقتی به شهر نگاه میکنی پی به قدرت طمع انسانهایی میبری که آرزوی پولدار شدن دارن ولی خیلی هاشون اونی رو که داشتن هم از دست دادن.

ما میگیم قمار حرام هست ولی چقدر قشنگه اگه در اوج آزادی خودت رو امتحان کنی و بفهمی که میتونی در یک لحظه پولی رو که داری چندین برابر کنی و یا اینکه در یک لحظه همه دار و ندارت رو ببازی. به نظر من وگاس جایی هست که آدم خودش رو پیدا میکنه و در عین حال لذت میبره از پولی که از طمع ما آدمها بدست اومده برای شکوفایی ذهن ما آدمها استفاده شده و دوباره به گردش در اومده. در واقع یک سری آدمها یک سری دیگه رو با دستمزدهای باور نکردنی مجبور به خلقت کردن.

اوج هنر مهندسی و فکر ما انسانها از نتیجه طمع ما انسانها در وگاس خلق شده. ولی جالب اینجاست همه راضی هستند و هر روز و هر روز به اونجا میرن و شاید پولهایی رو که به زحمت به دست آوردن قمار میکنن و شاد بر میگردن. میدونستید که ما در کشورمون حق شادی معمولی رو نداریم چه برسه به اینکه بتونیم وسط دشت کویر و لوت قمار کنیم؟ چقدر زیبا بود اگه آب دریای خزر رو به خلیج همیشه فارس وصل میکردیم و کویر هامون رو آباد میکردیم. اینروزها خیلی فکر ایران رو میکنم راستش شبا با خودم دعوا میکنم بعضی وقتها شاه میشم بعضی وقتا وزیر بعضی وقتها هم رئیس جمهور همش میخوام ایران درست بشه مردممون شاد بشن ما هم مثل تمام دنیا باشیم و حتی از اونها هم جلوتر.

چند روزه به یو تیوب میرم و به ویدئو های زمان انقلاب نگاه میکنم. واقعا ما با این اوضاع داریم کجا میریم. بدجوری اعصابم خورده. آخه میدونید ما میتونیم تو کشور خودمون با فرهنگ خودمون خیلی بهتر از آمریکایی ها زندگی کنیم. بهتره بحث رو عوض کنیم چون صبحا که از خواب پا میشم تنها چیزی که برام مونده اعصاب خورده و خمیازه هایی که نشون میده بازم باید بخوابم. از وگاس براتون یه سری عکس گرفتم که امیدوارم لذت ببرید.

 آمریکا یه خوبی که داره برت میگردونه به گذشته ها به گذشته های خودت که هیچ وقت فکرش رو نکرده حتی میتونی بر گردی به گذشته های کشورت یا شایدم دنیا و آخرش به خدا برسی تو ایران همه نماز میخونن به مسجد میرن ولی خیلی آدمای کمی به خدا میرسن.

 زیبایی اینیکه خودت آزاد باشی به دور از همهمه های دنیا و به خودت و گذشته و آیندت فکر کنی خیلی لذت بخشه. خوشحالم از اینکه این آزادی رو دارم ولی نمی تونم خاطره کوچه و پس کوچه های کشورم رو تو دلم خاک کنم و فکر اینکه هر بار که دلم خواست نمی تونم لمسشون کنم اذیتم میکنه.

از اون وقتی که کوچیک بودم خیلی دوست داشتم انگلیسی یاد بگیرم و بتونم با تمام مردم دنیا حرف بزنم ولی نمیدونستم زبانی رو که زبان مادریم هست شیرین ترین زبان دنیاست و پر از احساسی هست که کل زبانهای دنیا ازش بی نصیبه. شیرینی شعر های حافظ، هوای جنگ شاهنامه، ادبیات سعدی، رودکی، پروین 

ایران اسمی که خیلی ها با اسلام عوضش کردن نادر ها امیر کبیر ها شاهان ساسانی و هخامنشی ، کوروش و گذشته پر عظمت قوم پارس رو با لودگی های خودشون از دست دادن و چه انسانهای پاک و وطن پرستی رو آواره غربت کردن.

به امید روزی که تحت هر حکومتی وبا هر اسمی ایرانی آباد و مردمی شاید کمی با وفا تر داشته باشیم.

                                                 

 

  
نویسنده : US GREEN CARD LOTTERY REGISTRATION GROUP ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٥
تگ ها :